ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

949

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

از اين كائنات است ، ولى نظر او در اين باره مخالف نظر متكلمان بود چه فيلسوف در جسم از لحاظ حركت و سكون مينگرد و متكلم در آن از اين حيث ميانديشد كه بر فاعل دلالت مىكند همچنين انديشهء فيلسوف در الهيات تنها نظرى در وجود مطلق و مقتضيات ذاتى آن است ليكن نظر متكلم در وجود از اين لحاظ است كه بر موجد دلالت مىكند . خلاصه موضوع علم كلام در نزد اهل آن علم عبارت از عقايد ايمانى [ 1 ] است كه پس از فرض اينكه مسائل آن از جانب شرع صحيح باشد ممكن است بر آنها با ادلهء عقلى نيز استدلال كرد تا بدعتها از ميان برود و انواع شكها و شبهه‌ها از اين عقايد زائل گردد و هر گاه در كيفيت پديد آمدن اين فن بينديشيم و ببينيم كه چگونه سخنان علما در اين باره بتدريج و نسل بنسل تغيير يافته است و همهء آنان عقايد ايمانى را صحيح فرض ميكردند و رفع حجت‌ها و ادله را مىطلبيدند آن وقت به صحت آنچه ما دربارهء موضوع اين فن مقرر داشتيم پى خواهيم برد و در خواهيم يافت كه از آن تجاوز نمىكنند . و در نزد متأخران دو طريقه با هم در آميخته و مسائل علم كلام با مسائل فلسفه چنان مشتبه شده است كه باز شناختن يكى از ديگرى ممكن نيست و طالب آن فن از كتب ايشان چيزى بدست نمىآورد ، چنان كه بيضاوى در « طوالع » اين شيوه را به كار برده و كسانى كه از علماى ايران پس از وى آمده‌اند در كليهء تأليفاتشان از روش بيضاوى پيروى كرده‌اند . چيزى كه هست گاهى برخى از طالبان علم به اين طريقه بدين منظور توجه مىكنند كه به مذاهب گوناگون و شيوهء اغراق در معرفت محاجه و مناظره آگاه شوند زيرا در اين طريقه استدلال به حد وفور يافت مىشود . و اما براى پيروى از طريقهء سلف در عقايد علم كلام بايد تنها بطريقهء قديم متكلمان رجوع كرد و اصل آن را ميتوان در كتاب « ارشاد » و تأليفات كسانى يافت كه از صاحب آن پيروى كرده‌اند . و هر كه بخواهد در عقايد خويش به رد بر فلاسفه

--> [ 1 - ) ] اسلامى . پ .